آینده راهبردهای دفاعی نظامی عربستان سعودی گفتگو با دکتر محسن جلیلوند

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

براساس اطلاعات منتشر شده در سالهای گذشته عربستان از نظر خریدهای نظامی همچنان در رده های بالای جدول جهانی قرار دارد. در این بحران این پرسش را فراروی بسیاری قرارداده است که توان نظامی عربستان سعودی به چه میزانی است ؟ برای بررسی بیشتر این توان و برنامه ها و اهداف نظامی این کشور گفتگویی با کارشناس مسائل دفاعی و استراتژیک انجام داده ایم:

 واژگان کلیدی: استراتژی دفاعی نظامی عربستان، ارتش، عربستان سعودی و ناتو، مدرن سازی ارتش، بودجه نظامی ترکیه

مرکز بین المللی مطالعات صلح: راهبردهای نظامی- دفاعی عربستان در وضعیت کنونی چه تفاوت هایی با سال های گذشته کرده است؟

تصوری که ما از راهبرد نظامی- دفاعی در یک سیستم عقلانی مدرن داریم در عربستان ندارد. راهبردهای آن ها بیشتر مجموعه ای از متغیرهای سیاست خارجی قدرت هایی است که در منطقه هستند. اما نمی توان گفت که به صورت غیر عقلانی کار می کنند. راهبرد عربستان اصولا حفظ وضعیت منطقه خود با این نگرش است که باید یک نوع برتری داشته باشد. حال این که این برتری چگونه با واقعیت هماهنگ شود، امر دیگری است. ولی تصور آن ها این است که باید برتری کامل در منطقه داشته باشند و طبیعتا قدرت هایی مثل ایران را برنمی تابند تا در وضعیت چالشی قرار گیرند.

تغییری که عربستان کرده است، تغییر نوینی است که با آمدن محمد بن سلمان و دار و دسته جدید او اتفاق افتاده است. با تغییری که در ساختار نظامی آن ها به وجود آمده است، من فکر می کنم که عربستان در حال ایجاد یک سیاست موضعی است، یعنی به دنبال این است که برتری خود را تثبیت کند. تا کنون عربستان سال ها به دنبال این موازنه بود، اما اکنون از موازنه گذشته است و به دنبال تثبیت برتری خود می باشد. هر استراتژی نظامی بستگی به خیلی از پارامترها دارد. پارامتری مدنظر عربستان ، بیشتر تکیه بر تسلیح ساختارهای نظامی خود با ابزارهای نوین است. در این میان جنگ یمن نشان داده است که این تسلیحات کارآمدی ندارد و باید به دنبال نوع دیگری از استراتژی باشد. متاسفانه یا خوشبختانه، عربستانی ها فاقد عقلانیت نظامی برای تعیین راهبرد هستند، یعنی خریدن سلاح و مجهز کردن ارتش دلیل بر این نیست که یک نیروی نظامی کارآمدی به دست بیاورید. البته تاثیر خود را خواهد داشت، اما استراتژی محسوب نمی شود. در حال حاضر عربستان به دنبال این است. در این میان اخیرا با برکناری فرماندهان نظامی عربستان توسط محمد بن سلمان نوعی تغییرات نرم افزاری را در ساختار نظامی نشان می دهد. اما این که تا چه حد موفق باشد را باید دید.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: جایگاه استراتژی نظامی- دفاعی و توسعه بخش نظامی- دفاعی در برنامه 2030 یا نگاهی که ولیعهد جدید به این حوزه دارد، چگونه است؟

عربستان در مورد 2030 موضع خود را به صورت شفاف اعلام نکرده اند و توان شفاف سازی آن را هم در این حوزه ندارند. چرا که تکیه بیشتر بر قدرت های نظامی خارجی است. ولی به نظر خود من عربستان با توجه به تجربه ای که در مورد قطر و فروپاشی اجتناب ناپذیر شورای همکاری خلیج فارس را داشته است، به دنبال یارگیری است. اما این یارگیری در چارچوب معادلات منطقه ای قرار نمی گیرد. اصولا اعراب توان این را ندارند که در یک جا جمع شوند. جمله ای که کسینجر می گوید این است که «اعراب توافق کرده اند که توافق نکنند.» آن ها قابلیت توافق کردن بر روی یک ساختار نظامی را ندارند. لذا عربستان به دنبال یارگیری است. مدتی بر روی پاکستان و ترکیه کار کردند و در حال حاضر هم بن سلمان علیه ترکیه صحبت می کند. این نشان دهنده آن است که عربستان به دنبال یارگیری است تا این که به دنبال یک استراتژی قوی باشد. این یارگیری های منطقه ای هم برای این است که ایران را به عنوان یک تهدید بالفعل نشان دهد تا به کشورهای دیگر متکی باشد. حتی آنها تا حدی پیش رفته است (که نمی توان این موضوع را به سادگی اثبات کرد) در این مورد به قدری پیش رفته اند که با اسرائیل هم برای مقابله به ایران حاضر به همکاری هستند. به این خاطر عربستان بیشتر به دنبال یارگیری از نظر نظامی می باشد. با این حال برتری قدرت ایران چه از نظر تاریخی، چه از نظر نظامی و چه از نظر سخت افزاری و نرم افزاری، عربستان را وادار کرده است که به دنبال یارگیری باشد. پس از دو جهت در مورد این موضوع کار می کند، نخست یارگیری منطقه ای و دیگری نگرش به قدرت های بزرگ به خصوص امریکا و اخیرا هم انگلستان می باشد. تصوری که با اتکا به قدرت های بزرگ و همچنین یارگیری های منطقه ای می تواند بر نفوذ ایران تاثیر بگذارند. پس استراتژی عربستان دو شاخه شده است: یکی یارگیری منطقه ای و دوم همکاری با قدرت های بزرگ.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: جایگاه کنونی اسرائیل در این استراتژی های نوین به حوزه چیست؟

اسرائیل قصد حفظ قدرت مطلق در منطقه را در نظر دارد و آمریکا این را برای او تضمین کرده است که در هر حالتی اسرائیل باید برتری نظامی را در منطقه داشته باشد تا بتواند موجودیت خود را حفظ کند. نگاه اسرائیل در بحث استراتژی نظامی به موجودیت نگاه دارد اما صحبت عربستان بر سر موجودیت نیست، بلکه بر سر نفوذ است. عربستان استراتژی بقا را در نظر دارد. اسرائیل بقا را با تکیه بر خوداتکایی خود دارد. این که در حال حاضر به دنبال همکاری با عربستان است، به این دلیل نیست که واقعا به دنبال همکاری با آن ها باشد، بلکه به دنبال تضمینی برای بقای خود است. اکنون دیگر تهید از نظر اسرئیل اعراب نیستند بلکه ایران است. اعراب حتی در سال 1987 اتحادیه عرب برای اولین بار اعلام کرد که دیگر دشمن اصلی ما اسرائیل نیست، یعنی از آن زمان این بحث را تعریف شده دارند. به همین دلیل همکاری اسرائیل با عربستان برای افزایش توان یا تثبیت خود نیست، زیرا بر اصل بقا تکیه دارد. از این سو از عربستان استفاده می کند تا به نوعی توانمندی ایران را محدود کند. چون اسرائیل خواه ناخواه ایران (منظور حزب الله لبنان و حماس و سوریه هستند) را در کنار مرزهای خود دارد.  به هر ترتیب ایران را در کنار مرزهای خود دارد و این تهدید خیلی جدی تر از تهدیدی اعراب است.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: آینده راهبردها و اهداف اصلی نظامی- دفاعی عربستان در سطح منطقه ای و ملی و بین المللی چگونه است؟

این آینده بستگی به استراتژی قدرت های بزرگ دارد. عربستانی ها توان این را ندارند که بتوانند نگاهی استراتزیک و بلند مدت داشته باشند و این موضوع در ارتباط با کشورهای در حال توسعه صادق است. اما به هر ترتیب، این موضوع تابعی از متغیرهای قدرت های بزرگ است. به این خاطر اگر آمریکایی ها در خاورمیانه نقشی را که ترامپ ایفا می کند، به پیش ببرند؛ عربستان هم به دنبال آمریکا خواهد رفت. اگر فرض کنیم که آمریکا، ایران را تهدیدی عمده می بیند؛ عربستان هم در تلاش است که به نحوی از موضعی که آمریکایی ها در ارتباط با ایران دارد، استفاده کنند. حال این که تا چه حد موفق باشد را باید بررسی کرد.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: در حال حاضر توجه به موضوع هسته ای و سایر قابلیت های دفاعی، موشکی و غیره چه جایگاهی در نگاه عربستان به این حوزه ها دارد؟

عربستان آسیب پذیری بیشتری نسبت به ایران به دو دلیل دارد. یکی این که اولا عربستان کشوری است که تازه شکل گرفته و کشوری قرن بیستمی است. به همین خاطر راهبرد دفاعی خود را هنوز نتوانسته است تنظیم کند. عربستان هنوز نمی داند که کجا قرار دارد تا بخواهد میزان تهدید و دفاع خود را تعریف کند. از نظر دشمنی هم، دشمنی عربستان توانی ندارد به این دلیل که اولا ساختار این کشور هنوز ساختار قبیله ای است. آن ها اصلا فهم راهبرد دفاعی ندارند. در جنگ یمن، یکی از فرماندهان سلمان گفته بود که ما برای گرفتن بندر الحدیده قطر، 150 هزار نفر نیرو بسیج می کنیم. یعنی این ها برای گرفتن چنین منطقه ای هم نمی دانند که باید چه کاری انجام دهند. به همین دلیل بر سر  سری مسائل عجیب و غریب مثل بمباران هوایی یمن تکیه می کنند. در این شرایط اصلا بمباران هوایی کارآمدی ندارد. به همین خاطر من فکر نمی کنم که عقلانیتی پشت کار این ها باشد.

The post آینده راهبردهای دفاعی نظامی عربستان سعودی گفتگو با دکتر محسن جلیلوند appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

چشم انداز قیمت نفت و آینده آن – گفتگو با غلامحسین حسنتاش

کارشناس انرژی

مرکز بین المللی مطالعات صلحIPSC

قیمت نفت در گشته روندی کاهشی در پیش گرفته و عرضه نفت رو به افزایش گذاشته است. اما روند های اخیر موجب افزایش نسبی قیمت نفت شده است. در همین راستا برای بررسی بیشتر چشم انداز قیمت نفت و آینده آن گفتگویی داشته ایم:

واژگان کلیدی: کاهش قیمت جهانی نفت، کاهش قیمت نفت،قیمت نفت، آینده قیمت نفت، چشم انداز

مرکز بین المللی مطالعات صلح: علل وضعیت کنونی قیمت در بازار نفت جهان چیست؟

قیمت جهانی نفت خام در یک سال و چندماه  گذشته طبق معمول با فراز و نشیب های زیادی همراه بوده اما در مجموع روند افزایشی داشته است. در حالی که متوسط قیمت نفت خام برنت در سال 2016 حدود 43.7 دلار در بشکه و کمتر از سال 2015 بود اما در سال 2017 با حدود 24 درصد افزایش به متوسط 54.2 دلار در بشکه رسید و در ماه های طی شده از سال 2018 نیز این روند افزایشی ادامه یافت. عوامل گوناگونی در این روند تاثیر داشته اند. شاید مهمتر از همه تحقق رشد اقتصاد جهانی و به تبع آن رشد تقاضای جهانی نفت قدری بیشتر از پیش بینی های انجام شده بود که موجب شد نفت خام مازاد موجود در بازار به تدریج جذب شود و تعادل عرضه و تقاضا بر قرار گردد. همچنین در این میان پایبندی نسبتا مطلوب و بیش از انتظار اعضای اوپک و برخی از کشورهای غیر اوپک به تعهدات خود در زمنیه توافق کاهش تولید، بسیار موثر بوده است. علاوه بر این سیاستهای جدید اقتصادی ایالات متحده که موجب کاهش ارزش دلار در مقابل یورو و سایر ارزهای معتبر بین المللی شد نیز بر افزایش قیمت جهانی نفت و البته قیمت های اسمی موثر بوده است.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: در شرایط کنونی عربستان و روسیه چه نگاهی به آینده بازار و قیمت نفت دارند؟

بر اساس پیش بینی صندوق بین المللی پول و بانک جهانی، رشد اقتصادی در سال 2018 قدری بیشتر از 2017 خواهد بود و براساس آخرین پیش بینی های انجام شده توسط سه مرجع معتبر یعنی سازمان اوپک ، آژانس بین المللی انرژی و اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده، در سال 2018 مجموع افزایش تولید نفت غیراوپک و اوپک (شامل میعانات گازی) تقریبا در حد افزایش تقاضا خواهد بود ولذا حجم ذخیره سازی های نفتی چندان افزایش پیدا نخواهد کرد و قیمت در دامنه 65 تا 70 دلار حفظ خواهد شد. با این روند گرچه در حال حاضر عربستان و روسیه توافق کرده اند که توافقنامه موجود بین اوپک و غیراوپک، تا پایان سال 2018 ادامه یابد اما اگر قیمت ها برای مدت طولانی در سطحی فراتر از 70 دلار در بشکه قرارگیرد ممکن است در این توافق تجدید نظر نمایند و تولید را  اندکی افزایش دهند چراکه تصور این است که در قیمت های بالا، تولید از نفت خام های شِیلی در ایالت متحده افزایش بیشتری خواهد یافت کما این که از همین مقدار پیش بینی شده برای رشد عرضه در سال 2018 ، بیشتر آن متعلق به ایالات متحده است.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: با توجه به شرایط کنونی اصولا نقش تولیدکنندگان غیر اوپک در عرضه و ساختار قیمت گذاری نفت تا چه حدی مهم و تاثیرگذار است؟

براساس برآوردهای سازمان اوپک در سال 2017 عرضه روزانه کشورهای غیر اوپک 58 میلیون بشکه در روز و عرضه نفت خام اوپک حدود 32.4 میلیون بشکه در روز بوده است و البته 6.3 میلیون بشکه هم مایعات و میعانات گازی و نفت خام های غیر متعارف در کشورهای عضو اوپک تولید و عرضه شده است. اگر جمع اینها را در نظر بگیریم در واقع سهم غیراوپک از کل عرضه نفت خام شامل متعارف و غیر متعارف و میعانات حدود 60 درصد و سهم اوپک از کل سوختهای مایع مذکور 40 درصد است (البته میعانات جزو نظام سهمیه بندی اوپک نیست) ، بنابراین مسلم است که سهم و تاثیر تولید غیر اوپک کم نیست. اما نکته مهم این است که تمام اوپکی ها صادرکننده هستند اما بسیاری از غیراوپکی ها صادرکننده نیستند و برای نیاز داخلی خودشان تولید می کنند و طبعا در بین غیراوپکی ها آنها که صادرکننده هم هستند مانند عمان و مکزیک و نروژ و ترکمنستان، مهمتر هستند اما مهم ترین نقش را در بین غیراوپکی ها روسیه و اخیرا ایالات متحده دارند روسیه یک صادرکننده عمده نفت است و ایالات متحده هم در سال های اخیر میزان تولیدش به مرز برابری با روسیه و عربستان سعودی (مرز 10 میلیون بشکه در روز) رسیده است و به صادرکننده بعضی از فرآورده های نفتی هم تبدیل شده است.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: نقش کنونی عراق و ونزوئلا در بازار نفت در شرایط کنونی چیست؟

تولید نفت عراق در سال های اخیر مرتبا افزایش یافته و در سال 2017 به 4.45 میلیون بشکه در روز رسید و با توجه به محدود بودن مصرف داخلی، این کشور صادرات بالائی دارد و بعد از عربستان سعودی به دومین صادرکننده نفت اوپک با حدود 4 میلیون بشکه صادرات نفت در روز تبدیل شده است اما در نقطه کاملا مقابل تولید و صادرات نفت ونزوئلا دائما کاهش داشته و تولید آن از رکورد بیش از  3.3 میلیون بشکه در روز در سال 2006 به حدود 1.5 میلیون بشکه در روز در ماه های اخیر رسیده است و در نتیجه با توجه به مصرف داخلی بیش از 600 هزار بشکه در روز صادرات نفت این کشور به کمتر از یک میلیون بشکه در روز رسیده بنابراین نقش عراق در بازار نفت در حال پر رنگ شدن و نقش ونزوئلا در حال کم رنگ شدن است.

مرکز بین المللی مطالعات صلحمتغیر امریکا و نفت شیل این کشور تا چه حدی می تواند آینده بازار را تحت تاثیر قرار دهد؟

در دهه اخیر تاثیرگزاری مهم ایالات متحده مربوط به پدیده نفت شِیلی می باشد که با افزایش قیمت، تولید آن افزایش می یابد و بازار را تنظیم می کند و تا حدودی کنترل تنظیم بازار را از دست اوپک خارج کرده است و به همین دلیل هم هست که در سال های اخیر بعضی غیراوپکی ها به این نتیجه رسیده اند که برای مهار تاثیر نفت شیِل، باید با اوپک توافق و همکاری داشته باشند.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: در وضعیت کنونی و آتی منافع ایران چیست؟

باید ببنیم که از منفعت کوتاه مدت یا میان مدت یا بلندمدت صحبت می کنیم. به نظر من منافع ایران در این است که هرچه زودتر خود را از وابستگی به درآمد نفت خارج کند و با متنوع کردن اقتصاد خود انرژی را در داخل و برای رشد و توسعه صنعتی خود مصرف کند، واقعیت این است که با تحولات فناورانه در تولید و مصرف انرژی و با امکان پذیر شدن و اقتصادی شدن بهره برداری از نفت و گازهای شیِلی دوران اهمیت و محوریت نفت به سرعت در حال سپری شدن است. این به این معنا نیست که دنیا خیلی زود از نفت بی نیاز شود، اما تنوع منابع ویژگی ژئوپلتیک بودن این کالا را از بین برده است. اما اگر منظور کوتاه مدت باشد به نظر من توافقات سال های اخیر اوپک و غیر اوپک در جهت تنظیم بازار نسبتا خوب بوده است و اگر همین روند ادامه پیدا کند ایران هم می تواند با آن همکاری کند.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: با توجه به برخی خوش بینی هایی در مورد افزایش قیمت نفت وضعیت کنونی قیمت نفت به چه سمت و سویی حرکت خواهد کرد؟

در یکی دو هفته اخیر بازار نفت تحت تاثیر پدیده سیاسی روانی حمله امریکا و متحدانش به اهدافی در سوریه بود و قیمت قدری بیش از حد بالا رفت و بعد هم قدری پائین تر آمد وگر نه من فکر می کنم با توجه به عوامل اصلی بازار و روند اقتصاد و در غیاب هر حادثه جدید ژئوپلتیکی که قابل پیش بینی دقیق نیست، قیمت نفت در دامنه 60 تا 70 دلاری نوسان خواهد کرد.

The post چشم انداز قیمت نفت و آینده آن – گفتگو با غلامحسین حسنتاش appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

علل و بسترهای توجه عربستان سعودی به ابعاد نظامی صنعت هسته‌ای

علل و بسترهای توجه عربستان سعودی به ابعاد نظامی صنعت هسته‌ای

جواد عرب‌عامری

پژوهشگر روابط بین‌الملل

مرکز بین الملی مطالعات صلح – IPSC

عربستان سعودی، کشوری که از دیرباز به داشتن سیاست خارجی محافظه‌‌کارانه مشهور بوده، به واسطه حضور نسل جدیدی از رهبران پس از مرگ ملک عبدالله در سال 2015 به اتخاذ رویکرد تهاجمی در سیاست خارجی روی آورده است. یکی از ابعاد این رویکرد تهاجمی که در مصاحبه محمد بن سلمان؛ ولیعهد و وزیر دفاع عربستان با شبکه سی بی اس آمریکا طی سفر اخیر وی به واشینگتن نمود یافت، تهدید به ساخت سلاح هسته‌ای در صورت دستیابی ایران به این تسلیحات است. پرسشی که در اینجا مطرح می‌شود این است که چه عواملی سبب اتخاذ چنین موضعی از سوی حکومت آل سعود به‌ویژه در مقطع زمانی کنونی که برنامه هسته‌ای ایران به واسطه برنامه جامع اقدام مشترک(برجام) از سال 2015 تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار دارد، شده است؟ در راستای پاسخ به این پرسش می‌بایست سابقه و اهداف عربستان از دستیابی به فناوری هسته‌ای به ویژه بخش نظامی آن را مورد بررسی قرار دهیم.

پیشینه:اولین نشانه‌های توجه عربستان سعودی به ابعاد نظامی صنعت هسته‌ای به سرمایه‌گذاری و اعطای کمک‌های مالی به برنامه هسته‌ای پاکستان، به اوایل دهه 1970 باز می‌گردد. همچنین در سال 1998، زمانی که پاکستان در واکنش به آزمایش هسته‌ای هند دست به علنی کردن برنامه تسلیحاتی خود زد و تحت تحریم‌های بین‌المللی قرار گرفت، این عربستان سعودی بود که با در اختیار قرار دادن روزانه پنجاه هزار بشکه نفت رایگان به پاکستان با این تحریم‌ها همراهی نکرد و در کنار اسلام آباد ایستاد. هدف ریاض در آن زمان به دست‌آوردن پنج یا شش کلاهک هسته‌ای و یا دست کم قرارگرفتن در زیر چتر هسته‌ای پاکستان و کسب حمایت امنیتی این کشور در برابر سایر قدرت‌های رقیب از جمله ایران بود. عربستان همچنین در اواخر دهه 1980 اقدام به خرید ده‌ها فروند موشک بالستیک دارای قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای موسوم به دانگ فنگ3(CSS-2) از چین(متحد پاکستان) نمود. با توجه به ساختار تسلیحاتی کاملا غربی عربستان و باز بودن دست این کشور در خرید هر نوع سلاح غیرهسته‌ای از آمریکا، خرید موشک از چین موضوع‌ مناقشه ‌برانگیزی محسوب می‌شد، زیرا با توجه به فناوری چینی به کار رفته در برنامه هسته‌ای پاکستان، احتمال بسیاری وجود داشت که خرید موشک‌ از چین توسط عربستان در راستای تطبیق احتمالی کلاهک‌های هسته‌ای خریداری شده از پاکستان با این موشک‌ها صورت گرفته باشد. 

اهداف:اهداف هیئت حاکمه عربستان از دستیابی به فناوری هسته‌ای را می‌توان به دو دسته اهداف اعلامی و اعمالی دسته‌بندی کرد:

  • اهداف اعلامی:مهمترین هدف اعلامی عربستان در دسترسی به فناوری هسته‌ای، متنوع‌سازی در منابع انرژی و قطع وابستگی به سوخت‌های فسیلی در تولید برق به منظور حفظ جایگاه این کشور به عنوان بزرگترین تولیدکننده نفت در بین کشورهای صادرکننده نفت اعلام شده است. طبق اعلام مقامات سعودی، این کشور قصد دارد به منظور تنوع بخشی به سبد انرژی و حفظ امنیت اقتصادی خود تا سال 2030 معادل 100 میلیارد دلار برای ساخت 16 نیروگاه هسته‌ای سرمایه‌گذاری کند. در این راستا عربستان در سال 2011 اقدام به انعقاد اولین قرارداد هسته‌ای خود با فرانسه نمود. همچنین این کشور در سال 2015 با کره جنوبی پیرامون ساخت دو نیروگاه هسته‌ای که قرار است تا سال 2020 به بهره‌برداری برسند به توافق رسیده است. بنابراین، با توجه به این حجم از هدف‌گذاری برای ساخت نیروگاه اتمی، دستیابی عربستان به فناوری غنی‌سازی اورانیوم به ویژه با توجه به روابط ویژه این کشور با پاکستان چندان دور از ذهن نخواهد بود.
  • اهداف اعمالی:برخلاف اهداف اعلامی از سوی مقامات سعودی که دستیابی به فناوری هسته‌ای را عمدتا با اهداف اقتصادی و زیست‌ محیطی توجیه می‌کنند، هدف اصلی عربستان از سرمایه‌گذاری در زمینه فناوری هسته‌ای دارای انگیزه‌ امنیتی بوده و از برداشت این کشور از تهدیدات منطقه‌ای و بین‌المللی فراروی آن ناشی می‌شود. این اهداف عبارتند از:

2-1. حفظ رهبری جهان عرب:یکی از اهداف عربستان سعودی از تلاش برای دستیابی به فناوری هسته‌ای حفظ و تثبیت برتری خود در جهان عرب است. عربستان تا پیش از دهه 1980 در مقایسه با سایر قدرت‌های عربی مانند مصر، عراق و حتی سوریه قدرت برتری محسوب نمی‌شد. وقوع برخی از تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی مانند پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و خروج این کشور از مدار اتحاد با غرب، افول دو قدرت برتر خلیج فارس در پی جنگ هشت‌ساله، سرازیر شدن دلارهای نفتی در پی صعود قیمت نفت در بازارهای جهانی و اتحاد استراتژیک با آمریکا، عربستان را در جایگاه رهبری جهان عرب قرار داد. بنابراین دستیابی عربستان به عنوان اولین دولت عرب به فناوری هسته‌ای به ویژه در بخش تسلیحاتی آن می‌تواند به تثبیت برتری این کشور در اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج فارس منجر شود.

2-2. کسب برتری در رقابت با ایران: مهمترین هدف عربستان از تلاش برای دستیابی به صنعت هسته‌ای، کسب برتری اقتصادی و امنیتی در منطقه غرب آسیا در رقابت با جمهوری اسلامی ایران قابل ارزیابی است. تا پیش از امضای برجام و در اوج تحریم‌های هسته‌ای غرب علیه ایران، سیاست اعلامی ریاض بر محور دوگانه تهدید به دستیابی به سلاح هستهای در صورت دستیابی ایران همراه با اعلام خاورمیانه عاری از تسلیحات کشتار جمعی قرار داشت ولی آنچه که در عمل دنبال می‌شد حفظ خود ذیل چتر هسته‌ای قدرت‌های اتمی مانند پاکستان و آمریکا بود. توافق هسته‌ای ایران و قدرت‌های جهانی بر خلاف تصور بسیاری از تحلیل‌گرایان که این توافق را در راستای شکل‌گیری خاورمیانه عاری از تسلیحات کشتار جمعی و مانعی بر سر راه گسترش مسابقه تسلیحاتی در منطقه ارزیابی می‌کردند نه تنها از نگرانی‌های عربستان از به اصطلاح خطر یک ایران هسته‌ای نکاست بلکه با کاهش قدرت بازدارندگی ایران به واسطه برجام و ورود نسل جدید رهبران آل سعود به قدرت، سیاست ضد ایرانی ریاض را تشدید کرد. در این مرحله به نظر می‌رسد عربستان به منظورجبران ناکامی‌های منطقه‌ای خود در تحولات عراق، سوریه، لبنان، یمن و فرایند صلح خاورمیانه با اطمینان و شدت بیشتری در پی دستیابی به سلاح هسته‌ای برآید. به قدرت رسیدن دونالد ترامپ در آمریکا و میل سیری‌ناپذیر وی به انعقاد قراردادهای اقتصادی و تسلیحاتی فرصت کم‌نظیری را برای حکام آل‌سعود برای رسیدن به هدف مهار ایران و دستیابی به جایگاه اول قدرت منطقه‌ای در غرب آسیا و منطقه خلیج فارس فراهم نموده است.

2-3. کاستن از وابستگی به قدرت‌های جهانی ومنطقه‌ای: یکی دیگر از اهداف عربستان سعودی از تلاش برای دستیابی به فناوری و سلاح هسته‌ای را می‌توان تلاش برای کاستن از اتکا به قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای مانند ایالات متحده و پاکستان در نظرگرفت. تحولاتی مانند حمله آمریکا به عراق در سال 2003 و عدم پشتیبانی واشینگتن از متحدان سابق خود در مصر، تونس و یمن و ساقط کردن رژیم قذافی در لیبی در جریان تحولات مربوط به بیداری اسلامی همراه با کاسته شدن از وابستگی آمریکا به واردات نفت از خاورمیانه همگی در گسترش پندار از تهدید عربستان و ایجاد فضای عدم اطمینان از حمایت آمریکا از این کشور نقش داشته است. از سوی دیگر عدم پیوستن پاکستان به ائتلاف تحت رهبری عربستان در جنگ یمن علی‌رغم روابط نزدیک ریاض و اسلام‌آباد به گسترش پندار از تهدید عربستان سعودی و تلاش برای کاستن از وابستگی به این قدرت‌ها افزوده است. از اینرو، تلاش ریاض برای دستیابی به سلاح هسته‌ای جهت تضمین بقای خود در فضای ملتهب منطقه‌ای و جهانی، در این چارچوب قابل بررسی است.

نتیجه‌گیری: آنچه که از بررسی اهداف و زمینه‌های توجه عربستان سعودی به ابعاد نظامی صنعت هسته‌ای مورد بررسی قرار گرفت حاکی از آن است که با وجود روابط نزدیک عربستان و ایالات متحده در دولت ترامپ که به واسطه افزایش حجم مبادلات اقتصادی و نظامی و تهدیدات مشترک منطقه‌ای به دست آمده است، دستیابی عربستان به سلاح هسته‌ای ناقض سیاست سنتی واشینگتن در حفظ برتری اسرائیل به عنوان تنها دارنده سلاح اتمی در منطقه و تلاش‌های این کشور در عدم دستیابی سایر قدرت‌های منطقه‌ای به سلاح هسته‌ای در قالب توسل به رژیم بین‌المللی منع گسترش تسلیحات کشتار جمعی بوده و حتی می‌تواند اجماع بین‌المللی به وجود آمده علیه برنامه هسته‌ای ایران در بین قدرت‌های جهانی را نیز مورد چالش جدی قرار دهد. بنابراین با وجود روابط نزدیک عربستان با قدرت‌های جهانی به ویژه آمریکا و دسترسی آسان این کشور به فناوری‌های پیشرفته، یک عربستان مسلح به سلاح هسته‌ای موضوع قابل پذیرشی برای جامعه جهانی نخواهد بود.

واژگان کلیدی: علل و بسترهای توجه عربستان سعودی به ابعاد نظامی صنعت هسته‌ای

The post علل و بسترهای توجه عربستان سعودی به ابعاد نظامی صنعت هسته‌ای appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.