روسیه و جایگاه ژپوپلتیکی دریای سیاه

سعید صارمی

پژوهشگر مسائل ژئوپلتیک

مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC

دریای سیاه واقع در جنوب شرقی اروپا منشعب از دریای مدیترانه است. دریای سیاه بین آسیا و اروپا واقع شده و حد غربی قفقاز را تشکیل می‌دهد. این دریا در شمال توسط تنگه کرچ به دریای آزوف و در جنوب غربی به وسیله تنگه بُسفُر به دریای مرمره و مدیترانه متصل می‌شود. مساحت دریای سیاه ۴۳۲۰۰۰ کیلومتر مربع، طول آن ۱۱۴۸ کیلومتر و عرض آن ۶۱۵ کیلومتر است. کشورهای ساحلی دریای سیاه عبارتند از گرجستان در شرق، روسیه و اوکراین در شمال، رومانی و بلغارستان در غرب و ترکیه در جنوب. سواحل دریای سیاه ۴۳۴۰ کیلومتر است که شامل سواحل گرجستان ۳۱۰ کیلومتر، فدراسیون روسیه ۴۷۵ کیلومتر، اوکراین ۱۶۲۸ کیلومتر، رومانی ۲۲۵ کیلومتر، بلغارستان ۳۰۰ کیلومتر، و ترکیه ۱۴۰۰ کیلومتر است.

دریای سیاه شش کشور هم‌کرانه را، از طریق دریای مدیترانه به اقیانوس اطلس پیوند می‌دهد. همچنین این دریا از طریق کانال ولگا – دن، به رودخانه ولگا و دریای خزر متصل می‌شود.  پنج رود بزرگ به نام‌های دانوب، دنیپر، دنیستر، دون و کوبان به دریای سیاه می‌ریزند. چهار رود نیز از ترکیه به این دریا می‌ریزد. اهمیت حمل و نقل دریای سیاه به گونه‌ای است که حدود ۲۵ درصد واردات و ۵۰ درصد صادرات شوروی سابق از طریق دریای سیاه انجام می‌شده است. علاوه بر این کالاهای متعددی چون غلات، نفت، زغال سنگ، نمک، فلزات، ماشین آلات و سایر کالاها در این دریا حمل و نقل می‌شود.

در حوزه ژئوپلتیکی، درگیری بین روسیه و امپراتوری عثمانی از 1768 تا 1774 منجر به امضای معاهده‌ای شد که دسترسی مستقیم روسیه به منطقه  دریای سیاه را فراهم کرد. با افول و زوال امپراتوری عثمانی ، روسیه به قدرت رو به رشد دریای سیاه بدل شد و با سرنگونی امپراتوری‌های عثمانی و روسیه (تزاری) در پایان جنگ جهانی نخست، معاهده‌های مهمی چون معاهده صلح  سال 1923 لوزان ، کنوانسیون مونترو کنترل تنگه‌ها توسط ترکیه و عبور ازاد کشتی‌های جنگی متعلق به کشورهای دریای سیاه را ضمانت کرد.

اهمیت دوباره ژئواستراتژیک دریای سیاه

در طول جنگ سرد، تعادل شکننده ای در دریای سیاه بین ترکیه، ناتو، ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی برقرار بود و پس از سرنگونی شوروی در سال 1991،تغییر اساسی در دیدگاه غرب نسبت به حوزه دریای سیاه ایجاد شد به طوری که از منظر جغرافیایی توجه کمتری به این منطقه صورت گرفت.در واقع با فروپاشی شوروی در سال 1991، دریای سیاه اهمیت ژئواستراتژیکی کمتری پیدا کرد، اما رابطه بی ثبات و پرتنش بین روسیه و اکراین در مورد شبه جزیره استراتژیک  کریمه ادامه یافت و روسیه تاسیسات نظامی خود در اکراین و خصوصاً پایگاهی در سواستوپول برای عملیات ناوگان دریای سیاه که بسیار ضروری بود را حفظ کرد. در سال 2004 ناتو تلاش کرد تا بلغارستان و رومانی را  وارد پیمان خود کنند، و نهایتاً سه کشور از 6 کشور حوزه دریای سیاه وارد ناتو شدند و دو کشور دیگر-اوکراین و گرجستان-همکاری نزدیکی با این سازمان دارند لذا ناتو  بعد از جنگ داخلی اوکراین و جدایی کریمه از آن به دریای سیاه به عنوان منطقه‌ای مهم نگاه می‌کند.

از دیدگاه ژئوپلتیک دریای سیاه از نظر وسعت کوچک بوده ولی از نظر منابع زیر زمینی در عین حال ارزشمند است که در گذشته فشارهای مختلفی از شمال و جنوب و شرق و غرب تحمل کرده است و همواره محل مواجهه کاتولیک‌های غربی ،  ارتدکس‌ها روسی و مسلمانان ترک و آوردگاه‌های جهانی  بوده است. کنترل نظامی و استراتژیک آن اهمیت فوق العاده ای داشته و در یک دهه اخیر نیز اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است. در این میان مسائلی از قبیل افزایش نفوذ امریکا ، مسیر انتقال امن و ارزان منابع نفت و گاز آسیای میانه و در دریای خزر به منطقه بالکان و اتحادیه اروپا بر اهمیت آن افزوده است.

 

روسیه و اهمیت دریای سیاه

روابط ناخوشایند میان اوکراین و روسیه در مورد شبه جزیره استراتژیک کریمه و  سپس اشغال کریمه توسط روسیه در مارس 2014، بر اهمیت این مساله افزود. هر چند در سال 1997، پیمان دوستی اوکراین و روسیه، ناوگان دریای سیاه روسیه را بین روسیه (81 درصد) و اوکراین (19 درصد) تقسیم کرد . ولی روسیه با توجه به تحرکات غرب  در این منطقه مانند، انقلاب‌های رنگی در گرجستان 2003-2004 انقلاب رز و در اوکراین انقلاب نارنجی 2004-2005 ، عضویت‌های جدید در ناتو در سال 2004 و تقویت بلغارستان و رومانی ، اعلامیه اجلاس در بخارست2008همه این عوامل باعث گردید روسیه حضور نظامی خود در دریای سیاه را افزایش دهد. در همین راستا پس از  ورود نیروهای نظامی روسیه به گرجستان ، استقلال اوستیای جنوبی و آبخازیا در ماه مارس 2014، کریمه را جزو خاک روسیه اعلام کرد. همچنین با استقرار S300 و S400، واحدهای دفاع ساحلی و دیگر سیستم‌های موشک ضد انفجاری و استفاده از تدابیر هسته‌ای (در صورت لزوم گزینه هسته‌ای برای دفاع از کریمه ) [1] گام مهمی در بازسازی حضور نظامی در دریای سیاه محسوب می شود .

گذشته از این حضور در  سوریه و توافقنامه منعقد شده با قبرس و مذاکره برای پایگاه نظامی در مصر، بازگشت قدرت ژئواستراتژیک دریای سیاه،  همگی نشان می‌دهد کرملین همچنان به ارتقای حضور نظامی خود در دریای سیاه ادامه خواهد داد و فشار بر بلغارستان را برای کاهش حضور ناتو افزایش می‌دهد. می توان گفت هدف مسکو دسترسی و حضور نظامی در دریای مدیترانه به عنوان مقابله‌ای با گسترش ایالات متحده و ناتو به شرق و حضور آن در دریای اژه است،و همواره روسیه از طریق دریای سیاه چشم اندازی را برای دسترسی به دریای مدیترانه و سپس اقیانوس اطلس و دریای سرخ داشته است.

در حال حاضر روسیه و ترکیه بازیگران اصلی در دریای سیاه هستند، در عین حال رومانی ، بلغارستان ، گرجستان و اکراین در قالب مشارکت استراتژیک با امریکا به جایگاهی در پازل قدرت در این مجموعه تبدیل شده اند.در واقع  پذیرش رومانی ، بلغارستان و آلبانی در ناتو و خروج ترکیه از تنهایی است. لذا اهمیت منطقه موجب توجهات جهانی به آن شده و بحث تقویت نیروهای نظامی در دریای سیاه مطرح شده است. گذشته از اهمیت دریای سیاه، مسئله فرایند دمکراتیزه کردن خاورمیانه ، ذخایر انرژی خزر و آسیای مرکزی و راه انتقال آن به غرب، مقابله غرب با ظهور و بروز  روسیه قدرتمند جدید بیشتر شده است.

در بعد دیگری کرملین تلاش می‌کند تا دسترسی ازاد و بدون محدودیت خود به مدیترانه شرقی-همچون  گسترش حضور در طرطوس  را  حفظ و مستحکم کند وحضور نظامی خود در کریمه و اوکراین شرقی را تقویت و به بلغارستان فشار آورد تا حضور ناتو را کمتر کند، تا نفوذ بیشتری بر تنگه‌های ترکیه‌ای داشته باشد. علاوه بر این برای روسیه، با حضور ناتو و ایالات متحده به عنوان رقیبان ژئوپولوتیکی روسیه، میزان اهمیت ژئواستراتژیک دریای سیاه تغییر نکرده است. از این دید کریمه منبع قدرت نظامی و تنگه‌های ترکیه توان عملیاتی و هدف نهایی دسترسی و حضور نظامی در مدیترانه شرقی به عنوان عامل تعادل با گسترش و توسعه امریکا و ناتو به سمت شرق و حضور انها در مدیترانه مرکزی است.

 نتیجه گیری

منطقه دریای سیاه یک محیط ژئوپولیتیک پیچیده است و فضای هوایی آن بین المللی است و امکان ایجاد اصطکاک بالقوه بین روسیه و غرب وجود دارد. در این بین در حالی که ناتو تلاش می‌کند پله شرقی اتحادیه در منطقه دریای سیاه ادامه داشته  و حضور مداوم در منطقه هوایی، دریایی و نیروهای زمینی را افزایش دهد و دیپلماسی خود و رویکرد جامع را با کشورهای شریک و سازمان‌های بین المللی تقویت کند ، مسکو نیز به خوبی می‌داند که موزاییک منحصر به فرد فرهنگ‌ کشورهای دریای سیاه نقاط ضعف بالقوه آنهاست. در این بین باید توجه داشت که برای مسکو منطقه دریای سیاه پل بین اروپا، دریای خزر، آسیای مرکزی و فراتر از آن است و این تقاطع بین اروپا و خاورمیانه، از بالکان شرقی تا قفقاز جنوبی اغلب نقطه اصطکاکی بین روسیه و غرب است. در این بین از نگاه بسیاری حفظ نقش غالب در منطقه دریای سیاه، یک عنصر مهم از استراتژی روسیه است. با این حال باید توجه داشت که سیاستمداران غربی در سال‌های اخیر به منطقه دریای سیاه توجه کرده و در بیانیه‌هایی چون نشست ناتو در ورشو، ضمن تأکید بر دفاع جمعی و بازدارندگی، اهمیت منطقه دریای سیاه را برجسته کرده‌اند و از تلاش‌های روسیه نگران بوده‌اند. در این شرایط روسیه با افزایش تمایل به چالش کشیدن غرب، توانایی‌ها و عملیات نیروهای هوایی، دریایی و زمینی در منطقه را افزایش داده و ناوگان دریای سیاه از آن زمان تاکنون نقش رهبری در حضور نیروی دریایی فدراسیون روسیه در دریای مدیترانه را ایفا کرده است.

واژگان کلیدی:دریای سیاه،روسیه ، جایگاه ژپوپلتیکی ، دریای مدیترانه

[1] . STEVEN HORRELL,NATO strategy for security in the Black Sea region 19-09-2017

http://infocenter.gov.ge/1422-nato-strategy-for-security-in-the-black-sea-region.html

The post روسیه و جایگاه ژپوپلتیکی دریای سیاه appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

ترکیه و چرایی برگزاری زود هنگام انتخابات

ترکیه و چرایی برگزاری زود هنگام انتخابات

حسن کریمی

دکتری جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران و عضو انجمن ژئوپلیتیک ایران

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

 

1- مقدمه:

انتخابات ریاست جمهوری ترکیه که از یک سو به دنبال تغییر نظام حکومتی این کشور از پارلمانی به ریاست جمهوری و از سوی دیگر بالا بردن میزان اختیارات رئیس جمهور است قرار بود در سال 2019 میلادی برگزار شود، اما در پی درخواست دولت باغچلی رهبر حزب حرکت ملی مبنی بر برگزاری زود هنگام انتخابات و موافقت اردوغان با وی در کمتر از 48 ساعت، باعث شد تا دولت ترکیه روز 24 ماه ژوئن سال جاری میلادی را به عنوان روز سرنوشت­ ساز ترکیه تعیین کند. این اقدام دولت ترکیه در برگزاری زود هنگام انتخابات نه ­تنها باعث ناراحتی اپوزیسیون داخلی شد، بلکه حتی قدرتهای غربی از جمله آمریکا از دولت این کشور خواست که انتخابات را به تعویق بیندازد. اما واقعیت میدانی در ترکیه حاکی از آن است که تعویق انتخابات به هیچ وجه ممکن نبوده و دولت ترکیه آن را در تاریخ تعیین شده برگزار خواهد کرد. سئوالی که اینجا مطرح می­شود این است که چرا که دولت اردوغان با پیشنهاد دولت باغچلی رهبر حزب حرکت ملی مبنی بر برگزاری زودهنگام انتخابات موافقت کرد؟ در پاسخ باید گفت که عوامل مختلفی در مقیاس ملی، منطقه­ای و جهانی در اتخاذ چنین تصمیمی دخیل بودند.

2- یافته­ های پژوهش

1- مقیاس ملی

الف- تکرار تاریخ

نگاهی به گذشته ترکیه نشان می دهد که چنین اتفاقی در این کشور اوراسیایی نه تنها عجیب نیست، بلکه طبیعی است چرا که در اوایل سال 2000 میلادی نیز چنین اتفاقی رخ داد. در انتخابات آن سال که احزاب دمکراتیک چپ به رهبری بولند اجویت، حزب مام میهن به رهبری مسعود ییلماس و حزب حرکت ملی در جریان انتخاباتی که در ترکیه برگزار شد به دلیل عدم اکثریت آراء، یک دولت ائتلافی تشکیل دادند به گونه­ای که بولند اجویت به عنوان نخست وزیر و رهبران دو حزب مام میهن و  حزب حرکت ملی به عنوان معاونان وی شروع به فعالیت کردند. با آغاز به کار دولت وقت ترکیه مشکلات اقتصادی به حدی بود که دولت اجویت قادر به حل آن نبود. علاوه بر این خود بولند اجویت به شدت بیمار بود و توانایی اداره دولت را نداشت و با وجود اینکه اعضاء حزب مطبوع وی خواهان کناره­گیری­اش از قدرت بودند اما او این پیشنهاد را قبول نکرد. سرانجام میزان مشکلات اقتصادی به حدی رسید که باعث ناراحتی مردم شد. در چنین شرایطی حزب حرکت ملی که در آن دوران شریک ائتلافی دولت وقت به رهبری اجویت بود تقاضای برگزاری زود هنگام انتخابات کرد که این پیشنهاد مورد موافقت قرار گرفت. انتخابات در سال 2002 میلادی برگزار شد، اما به جای اینکه احزاب دولت ائتلافی برنده شوند، حزب تازه تاسیس عدالت و توسعه که با رهبری کسانی چون عبدالله گل، رجب طیب اردوغان و بولند آرینج که از دل حزب اسلام­گرای نجم­الدین اربکان بیرون آمده بود موفق شوند بالغ بر 50 درصد از آراء مردم ترکیه را از آن خود کنند و با اکثریت قاطع آراء تشکیل دولت دهند. تقاضای دولت باغچلی و موافقت اردوغان نیز تکرار تاریخ است. منتهی با این تفاوت برخلاف 2002 اردوغان برای تثیت ریاست جمهوری و اقتدار خود می­جنگد و دولت باغچلی برای حضور مقتدر در پارلمان و عرصه سیاسی ترکیه و از سوی دیگر تحمیل افکار و آراء ملی گرایانه و افراطی حزب متبوعش به حزب عدالت و توسعه که از سال 2012 به این سو عدالت را فدای افراطی گری کرده است.

ب- اوضاع سیاسی

از سال 2012 به این سو سه اتفاق مهم روی داد که اوضاع سیاسی و اجتماعی ترکیه را به شدت متاثر نمود.

1- حزب دمکراتیک خلقها

حزب دمکراتیک خلق ها متشکل از اکراد، مسیحیان و سوسیالیستها که با توجه به جایگاه شخصیتهای سیاسی کرد در آن و از سوی دیگر حمایت حدودا 50 درصدی کردهای ترکیه از آن، بیشتر به عنوان یک حزب کردی شناخته می­شود. تاثیر این حزب نه تنها بر کردستان ترکیه، بلکه بر کل ترکیه جاری بود چرا که از یک سو کردها بعد از سالها در جمهوری ترکیه موفق شدند حد نصاب لازم را برای ورود به پارلمان بدست آورده و صدای اکراد در پارلمان ترکیه باشند و از سوی دیگر ایجاد این حزب باعث شد تا هواداران کردتبار دیگر احزاب ترکیه بخصوص حزب عدالت و توسعه به سمت این حزب گرایش پیدا کنند. حزب دمکراتیک خلق تقریبا صدای اکثر کردهای ترکیه بود از کردهای ساکن در ترکیه و خارج از کشور گرفته تا حزب کارگران کردستان در قندیل و رهبر دربندش اوجلان در جزیره ایمرالی. بدون شک چنین تحولی به شدت حزب عدالت و توسعه بخصوص اردوغان را متاثر نمود. این مساله به علاوه تحولات مربوط به شمال سوریه باعث شد تا اردوغان بساط صلح با کردها را برچیند. او در اولین اقدام با حمله به حزب کارگران کردستان در قندیل و اقدام به حفر خندق و جنگ در کردستان ترکیه به پروسه صلح با آنان پایان داد و از سوی دیگر به خاطر اینکه بتواند از میزان محبوبیت حزب دمکراتیک خلق­ها کم کند بالغ بر 7 پارلمانتار این حزب از جمله صلاح­الدین دمیرتاش رهبر حزب را به زندان انداخت. این چنین اتفاقاتی با توجه به چند ملیتی بودن حزب دمکراتیک خلقها نه تنها بر کردستان ترکیه، بلکه بر کل ترکیه اثر گذاشته و بر میزان محبوبیت اردوغان و حزب متبوعش تاثیر داشته است. لذا گسترش این ناخرسندی به مرور زمان می­تواند اثرگذاری بیشتری داشته و رای هوارادان کردتبار محافظه کار حزب عدالت و توسعه را که عمدتا در کلانشهرهای این کشور از جمله استانبول ساکن هستند را از وی بگیرد. لذا برگزاری انتخابات زودهنگام یک دلیل مهم برای جلوگیری از این اتفاق بود.

2- دستگیرهای پس از کودتا

مساله دیگر که به لحاظ سیاسی اوضاع ترکیه را به شدت متاثر کرده است، دستگیری های پس از کودتای نافرجام سال 2016 میلادی بود. اگرچه عده­ای از صاحب نظران داخلی و خارجی کودتا را کار دولت ترکیه دانستند. اما دولت ترکیه این کودتا را کار هواداران فتح الله می­دانست. کودتا کار هر که بوده باشد، مهم نیست. بلکه آنچه مهم است این است که چنین اقدامی اوضاع سیاسی و اجتماعی ترکیه را به شدت متاثر نمود. دولت ترکیه با بهره برداری از چنین کودتایی بسیاری از مخالفان خود را چه آنهایی که در دولت و ارتش بودند و چه آنهایی که فعالیت مدنی می­کردند را بازداشت، زندانی و یا از کار برکنار کرد. افرادی که در کشور ترکیه تعداد آنها کم نبودند. لذا چنین مساله­ای نیز بر ناخرسندی از اردوغان در ترکیه افزوده و ادامه چنین وضعیتی می­تواند بر موفقیت اردوغان تاثیر منفی بگذارد. بنابراین چنین وضعیتی نیز در برگزاری زودهنگام انتخابات موثر بود.

3- ترس از ائتلاف انتخاباتی

اما مساله سوم که خیلی اردوغان را متاثر کرده است هم صدا شدن اپوزیسیون این کشور برای برکناری اوست. اپوزیسیون روز به روز به سمت ئتلاف پیش می­رود. در اولین اقدام حزب جمهوری خواه خلق ترکیه و مهمترین رقیب اردوغان برای ضربه زدن به او، ضمن موافقت با استعفای 15 نماینده خود جهت پیوستن به حزب پاک به رهبری خان مرال اکشنر جواز او را برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری صادر کرد چرا که با این کار دیگر خانم اکشنر برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری دیگر مجبور به جمع آوری 100 هزار امضاء نیست. این اقدام مصطفی قلیچ­ دار اوغلو از سوی خانم آکشنر یک اقدام تاریخی توصیف شد، اما سخنگوی حزب عدالت و توسعه آن را «ناشایستگی سیاسی» و افتادن توی «حلقه مهندسی سیاسی گولن» توصیف کرد. کاری که حزب جمهوری خواه خلق کرد نیز تکرا تاریخ بود چرا که در سال 1977 میلادی نیز حزب عدالت ترکیه با استعفای 11 نماینده خود، جهت حضور حزب جمهوری خواه خلق در انتخابات موافقت کرده بود. بدون شک خانم اکشنر می­تواند رقیب جدی برای اردوغان باشد چرا که او چهره ای جدید و ناشناخته و دیگر رقبا از جمله قلیچدار اوغلو شناخته شده بوده و نمی­توانند رقیب جدی باشند. از سوی دیگر احزاب ترکیه به دنبال قانع کردن عبدالله گل همکار دیروز و تقریبا رقیب امروز اردوغان برای حضور در انتخابات بودند، اما طی مذاکراتی که میان عبدالله گل و  ژنرال هولوسی اکار رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ترکیه و ابراهیم کالین سخنگوی اردوغان به نمایندگی از اردوغان صورت گرفت، عبدالله گل در یک کنفرانس خبری از حضور در انتخابات امتناع کرد.

در حال حاضر بالغ بر 6 حزب برای حضور در انتخابات ترکیه اعلام امادگی کردند و جالب اینجاست که بسیاری از این احزاب موافق به قدرت رسیدن دوباره اردوغان نیستند و آرزوی آنها شکست اردوغان در 24 ژوئن 2018 است. در حال حاضر در ترکیه برخی از احزاب به دنبال ائتلاف هستند. ائتلافی که ممکن است نتیجه عکسی هم داشته باشد و به نفع اردوغان تمام شود چرا که حمایت یک حزب از یک کاندیدای خاص منوط به تائید هواداران حزب است. به طور کلی چه به صورت انفرادی و چه به صورت ائتلافی، اردوغان برای پیروزی در انتخابات پیش رو فشار زیادی را متحمل خواهد شد چرا که این بار پیروزی به آسانی به دست نمی آید. گزارش بعضی از نظر سنجی ها در ترکیه حاکی از آن است که به احتمال انتخابات به دور دوم کشیده می­شود. بدون شک ترس از چنین فضای انتخاباتی، مساله دیگری بود که اردوغان را با برگزاری زودهنگام انتخابات مواجه کرد تا بتواند « فضای مانور» و «زمان» را از «موافقان ائتلاف» و «مخالفان خود» بگیرد.

ج- اوضاع نابسامان اقتصادی

 همانطور که گفته شد بعد از کودتای سال  ۲۰۱۶ میلادی در ترکیه، برخورد حزب حاکم عدالت و توسعه  با طرفداران « فتح‌الله گولن» که دولت ترکیه معتقد است او مسبب کودتا بوده است، بسیار شدید بود و بسیاری از وابستگان و نزدیکان به این فرد زندانی و یا از کارهایشان اخراج و یا بازداشت شدند. این نوع برخوردها باعث شد که فرار سرمایه از ترکیه به خارج از کشور سرعت بیشتری بگیرد مساله­ای که به ضرر اقتصاد ترکیه تمام شد. در چنان شرایطی اردوغان به آب و آتش زد تا دوباره اعتماد مردم را جلب کند. اردوغان از مردم کشورش خواست که با اعتماد کردن به بانکهای کشور، پولهای خود در بانکها نگه دارند. اما مردم به این درخواست توجهی نکردند و بر خلاف دوران قبل از کودتا، اقتصاد ترکیه ضربه خورد و نارضایتی‌هایی اقتصادی در جامعه ترکیه به اوج خود رساند. لذا نارضایتی اقتصادی مساله دیگری است که خود در برگزاری زود هنگام انتخابات موثر بوده و عواقب آن می­تواند یقه دولت را در انتخابات بگیرد.

2- مقیاس منطقه ­ای

مساله دیگری که انتخابات 2018 را متاثر نموده است اوضاع منطقه­ای حزب حاکم ترکیه است. اردوغان که در اوایل سال 2018 میلادی با شعار تامین امنیت ملی و حفاظت از کشور به عفرین حمله کرد و با وجود آنکه تصور می­کرد که یک هفته­ای عفرین را تصرف می­کند اما دیدیم نه تنها نتوانست این کار را یک هفته­ای انجام دهد بلکه اگر کمک روسها نبود شاید تا چند ماه دیگر تسلط بر عفرین طول می­کشید. دولت ترکیه در این حمله به دنبال دو هدف بود که یکی در سطح ملی و کسب آراء ملی گرایان این کشور بود که با حمایت حزب حرکت ملی از این حزب در انتخابات پیش رو تامین شد. اما مساله­ای که این روزها دولت حاکم بر ترکیه را نگران کرده است، حمایت این کشور از حمله امریکا، فرانسه و بریتانیا به سوریه بود که به هم پیمانی این کشور با روسیه و ایران لطمه وارد کرده است. این حمایت ترکها از حمله غرب به سوریه نشان داد که هم پیمانی آنها با روسیه و ایران بیشتر یک تاکتیک بوده و ترکیه هیچگاه تعامل با غرب را فدای همکاری با قدرتهای منطقه­ای مثل ایران و ورسیه نخواهد کرد. دولت ترکیه به شدت نگران واکنش روسیه نسبت به این مساله بوده و همواره نگران است که مبادا روسها بر خلاف اوایل حمله به عفرین پشت این کشور را در وضعیت فعلی خالی کنند که اگر چنین اتفاقی رخ بدهد و روسیه ترکیه را وادار به خروج از عفرین نماید و یا برای حضور آن در عفرین مشکل ایجاد کند، با واکنش منفی افکار عمومی ترکیه مواجه شده و از دیدگاه مردم ترکیه حمله به عفرین نادرست بوده و بیشتر از منفعت، ضرر بوده و بر نظر آنها نسبت به حزب حاکم تاثیر خواهد گذاشت. تاثیری که بدون شک منفی خواهد بود.

از سوی دیگر بنا بر برخی گزارشها دولت امریکا که بنا به گفته ترامپ به دنبال خروج از شمال سوریه بود، خروج آن در هاله­ای از ابهام قرار گرفته و از آن مهمتر احتمال حضور نیروهای فرانسوی در منبج است که اگر این مساله به واقعیت نزدیک شود باید گفت که تشکیل منطقه خودمختار کردستان سوریه حتمی است و قدرتهای غربی از جمله آمریکا و فرانسه در آنجا پایگاه زده و آن وقت دیگر ترکیه نه تنها نخواهد توانست که به منبج حمله کند، بلکه باید مراقب رفتار خود در عفرین نیز باشد چرا که یگانهای مدافع خلق که بعضی از فرماندهان آن عفرینی هستند، برای ترکها و ارتش آزاد مورد حمایت ترکیه در عفرین ایجاد مشکل خواهند کرد. لذا چنین وضعیتی نیز در مقیاس منطقه­ای سبب شد تا اردوغان و حزب متحد وی اقدام به برگزاری زودهنگام انتخابات نمایند چرا که هر دو از حامیان حمله به عفرین بوده و نه تنها نمی­خواهند رسوا شوند، بلکه به دنبال بهره­برداری سیاسی از آن هستند.

3- مقیاس بین­ المللی

در سطح بین­المللی نیز دولت حاکم بر ترکیه از یک سو به واسطه اقدامات تند و افراطی بر علیه اکراد این کشور چه در مناطق کردنشین ترکیه و چه در خارج از این کشور از جمله عفرین و دستگیری رهبران کردتبار حزب دمکراتیک خلقها از جمله صلاح­الدین دمیرتاش و از سوی دیگر اقدامات خشن دولت(AKP) بعد از کودتای نافرجام سال 2016 میلادی و دستگیری، زندانی و برکناری بسیاری از پرسنل کشوری، لشکری و دانشگاهی، اعضاء فعال جامعه مدنی، ژورنالیستها و یا افرادی که از آنها تعبیر به «حلقه فتح­الله گولن» می­شود، باعث شد تا در سطح بین­المللی هجمه زیادی علیه دولت این کشور صورت گیرد. میزان نفرت از دولت حاکم ترکیه به حدی بود که دولت آلمان به اعضاء حزب حاکم این کشور در آلمان اجازه سخنرانی نداد و حتی در جریان تبلیغات انتخاباتی فعلی نیز پارلمان دوسلدوف آلمان به مولود چاوش اوغلو وزیر خارجه ترکیه اجازه سخنرانی در میتینگ انتخاباتی را نداد. از سوی دیگر پارلمان اروپا نیز در واکنش به آنچه که در ترکیه در حال وقوع بود اعلام کرد که ترکیه برای ورود به اتحادیه اروپا باید همچنان در انتظار باشد. لذا چنین پروپاگوندای منفی که اردوغان و حزب متبوعش در محافل سیاسی و ژورنالیستی غرب علیه خودشان با آن روبرو هستند به شدت بر نگرانی آنها افزوده که اگر چنین روندی ادامه داشته باشد بر آراء آنان در انتخابات تاثیر بدی خواهد گذاشت. لذا برگزاری زودهنگام انتخابات حربه­ای است که می­تواند این تبلیغات و آثار منفی آن را بر روی حزب حاکم عدالت و توسعه به حداقل برساند.

4- نتیجه­ گیری

انتخابات ریاست جمهوری ترکیه که قرار بود در سال 2019 میلادی برگزار شود، بنا به درخواست دولت باغچلی رهبر حزب حرکت ملی و موافقت اردوغان با وی به روز 24 ژوئن 2018 سال جاری میلادی موکول شد. مساله­ای که در نوع خود اگرچه توجه همگان را به خود جلب کرد، اما در تاریخ ترکیه معاصر چیز عجیبی نبود چرا که نمونه چنین اتفاقی در سال 2002 میلادی نیز به درخواست همین حزب حرکت ملی روی داده بود. اما گذشته از همراهی دولت باغچلی و حزب حرکت ملی که به دنبال تحکیم جای پای خود در پارلمان و تحمیل آرمانهای ملی­گرایانه خود به حزب حاکم عدالت و توسعه بودند، آنچه که اردوغان و حزب حاکم این کشور را مجبور به موافقت به برگزاری انتخابات زودهنگام کرد، عوامل مختلفی همچون نارضایتی سیاسی و اقتصادی در مقیاس ملی، تحولات منطقه­ای بخصوص شمال سوریه در مقیاس منطقه­ای و تبلیغات منفی در مقیاس بین­المللی نسبت به وضعیت بد حقوق بشر و نقض آن در این کشور اوراسیایی بود. بدون شک ترس از آثار منفی این مقیاس سه گانه برای اردوغان و دولت وی کاملا حس شده بود که اگر دست به برگزاری زود هنگام انتخابات نزنند و نتایج را به نفع خود تمام نکنند، با توجه به وضعیت پیش­رو شکست سختی را متحمل خواهندشد. لذا به همین خاطر با برگزاری زود هنگام انتخابات موافقت کردند تا بتوانند شانس خود را برای پیروزی در 24 ژوئن 2018 میلادی بالا ببرند.

واژگان کلیدی: ترکیه ، چرایی برگزاری زود هنگام انتخابات، اردوغان، حزب عدالت و توسعه

The post ترکیه و چرایی برگزاری زود هنگام انتخابات appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.